مهم2
ممکن هست آدرس جدید ما رو که باز میکنید بنویسه بلاگ مورد نظر یافت نشد فکر
نکنید که آدرس اشتباه است مشکل از میهن بلاگ هست.![]()
برای بچه های باحال ایرونی
ممکن هست آدرس جدید ما رو که باز میکنید بنویسه بلاگ مورد نظر یافت نشد فکر
نکنید که آدرس اشتباه است مشکل از میهن بلاگ هست.![]()
بالاخره آدرس وبلاگ رو عوض کردیم اینم از آدرس
جدیدمون از این به بعد اونجا بهمون سر بزنید ممنون![]()
چند نکته رو می خواستم اینجا خدمتون عرض کنم کوتاه میگم لطفا تا آخر بخونید ممنون میشم.
۱ـ قراره آدرس وبلاگ تا چند روز آینده به دلیل برخی از مشکلات عوض بشه به همین دلیل برای
تبادل لینک با دوستان من شرمنده خیلی از دوستان شدم .
۲ـ اگر تمایل دارید با وبلاگ ما در حال حاظر تبادل لینک کنید من خواهش میکنم فقط در قسمت تماس با
ما لینکتون و اسمی رو که می خواهید با آن لینک بشید رو برام بنویسید تا من در اولین فرصت شما
رو لینک کنم.
۳ـ چت روم هم انشالله وقت کردم توی همون آدرس جدید میذارمش تا همه بتونن ازش استفاده
کنن.
اما نکته ی آخر ما یعنی من و امیر سعی میکنیم در هفته حداقل ۲بار آپ کنیم من
هم چون فقط ساعت ۳تا ۷ صبح میتونم آن بشم ممکنم هست نتونم خبرتون کنم باز
هم ببخشید.
شاد و پیروز باشید
اگر گفتين فرق واحد پول ايران و انگليس چيه ؟
در انگليس شما يک کيف اسکناس مي برين و باهاش يک ماشين مي خرين ، اما در ايران شما يک ماشين اسکناس مي برين و باهاش يک کيف مي خريد .

اگر گفتين فرق گردش کردن در تهران و پاريس چيه ؟
در پاريس هروقت شما خواستيد گردش کنيد از ماشين پياده مي شين و در تهران هروقت خواستيد گردش کنيد سوار ماشين مي شيد .

اگر گفتين فرق يک مجرم در ايران با يک مجرم در جاهاي ديگر چيه ؟
در همه جا آدم اول جرمش معلوم ميشه و بعد زنداني ميشه ، اما در ايران آدم اول زنداني ميشه و بعد
جرمش معلوم ميشه .

اگر گفتين فرق يک تخم مرغ در تهران و مسکو چيه ؟
در مسکو اگه تخم مرغ را زير مرغ بذارن بعد از ۲۱ روز احتمالا يک جوجه از تخم مرغ بيرون مياد ولي در تهران پس از ۲۱ روز ممکن است از تخم مرغ هر موجودي بيرون بيايد .

اگر گفتين فرق محل کار ايرانيها و آمريکائيها چيه ؟
مردم آمريکا در خانه استراحت مي کنند و در اداره کار مي کنند و در خيابان تفريح ، اما مردم ايران در خانه تفريح مي کنند ، در اداره استراحت مي کنند و در خيابان کار !

اگر گفتين فرق يک نويسنده ايراني با يک نويسنده آلماني چيه ؟
يه نويسنده آلماني وقتي نوشته هاش چاپ شد معروف مي شود و بالا مي رود اما در ايران وقتي جلوي چاپ نوشته هايش گرفته شد معروف مي شود و به پايين ( سياه چال ) مي رود .

اگر گفتين فرق يک تاجر ايراني با يه تاجر عرب چيه ؟
تاجر عرب از وقتي شناخته شد موفق و خوشبخت مي شود ، اما تاجر ايراني از وقتي شناخته شد ناموفق و زالوي اقتصادي و " از کجا آوردي " و... بدبخت مي شود !

اگر گفتين فرق يک زنداني در ايران و يک زنداني در اروپا و آمريکا چيه ؟
در اروپا و آمريکا وقتي کسي به زندان مي رود اعتبارش را از دست مي دهد ، اما در ايران وقتي کسي زنداني مي شود اعتبار بدست مي آورد .

اگر گفتين فرق يک آدم موفق در ايران با ساير نقاط جهان در چيه ؟
در همه جاي دنيا وقتي کسي موفق ميشه همه به او نزديک ميشن و با او شريک ميشن و به او کمک مي کنن اما در ايران وقتي کسي موفق بشه همه از اون فاصله ميگيرن و ارتباطشونو قطع مي کنن و جلوي کارشو ميگيرن !

اگر گفتين فرق سيستم اداري ايران با سيستم اداري کانادا چيه ؟
سيستم اداري کانادا چون کار مردم را راه مي اندازد از آنها پول ميگيره ولي سيستم اداري ايران چون جلوي کار مردم رو ميگيره و اونارو سر ميدوونه ازشون پول ميگيره .

اگر گفتين فرق يک ماشين در ايران و بلژيک چيه ؟
در بلژيک وقتي شما ماشين مي خريد دائما قيمت آن کم مي شود ولي در ايران دائما قيمت آن زياد مي شود .

اگر گفتين تفاوت دشمن در ايران و جاهاي ديگر دنيا چيه ؟
در همه جاي دنيا آدم وقتي دشمن داشته باشه جلوي کارش گرفته ميشه ولي در ايران وقتي آدم دشمن داشته باشه تازه انگيزه کار پيدا مي کنه !

اگر گفتين تفاوت موسيقي در تهران با موسيقي در جاهاي ديگه دنيا چيه ؟
در همه جاي دنيا وقتي موسيقي در اماکن عمومي پخش مي شود صداي آن زياد است و وقتي در خانه پخش مي شود صداي آن را کم مي کنند ، اما در ايران وقتي موسيقي را در خانه پخش مي کنند صداي آنرا زياد مي کنند و وقتي در مکان عمومي آنرا پخش مي کنند صداي آنرا کم مي کنند !
پسرها:
1- توي كابينتهاي بالايي آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن
2- توي كابينتهاي پاييني دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
3- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن
4- توي ماهيتابه روغن ميريزن
5- توي يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
6- يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
7- چند تا فحش ميدن
8- دنبال كبريت ميگردن
9- با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوي سركه همراه دود آشپزخونه رو بر ميداره
10- ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوي ترشي ميداد!)
11- ماهيتابه رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعي ميريزن
12- تخم مرغي كه از روي كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
13- چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
14- ميرن سراغ بقالي سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
15- تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
16- روغن سوخته رو ميريزن توي سطل و دوباره روغن توي ماهيتابه ميريزن
17- تخم مرغها رو ميشكنن و توي ماهيتابه ميريزن
18- دنبال نمكدون ميگردن
19- نمكدون خالي رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
20- دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
21- نمكدون رو پر از نمك ميكنن
22- صداي گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
23- نمكدون رو روي ميز ميذارن و محو تماشاي فوتبال ميشن
24- بوي سوختگي رو استشمام ميكنن و ميدون توي آشپزخونه
25- چند تا فحش ميدن و تخم مرغهاي سوخته رو توي سطل ميريزن
26- توي ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
27- با چنگال فلزي تخم مرغها رو هم ميزنن
28- صداي گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوي تلويزيون
29- سريع برميگردن توي آشپزخونه
30- تخم مرغهايي كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توي سطل ميريزن
31- ماهيتابه رو ميندازن توي سينك
32- دنبال ظرفهاي مسي ميگردن
33- قابلمهء مسي رو روي اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ ميريزن
34- چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
35- ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
36- چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
37- ياد غذا ميفتن و ميدون توي آشپزخونه
38- روي باقيماندهء تخم مرغي كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
39- چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
40- نمكدون شكسته رو توي سطل ميندازن
41- قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
42- چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
43- با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
44- پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
45- نيمروي آماده رو جلوي تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن
با تلاش مکرر دوستان،مشکلات فنی که بوجود آمده بود رفع شد و
بالاخره چت رومم ایرانیان درست شد و مشکلات هم رفع شد برای
استفاده از این چت روم کلیک کنید.
کامپيوتر چيز بسيار خوبي ميباشد و براي ما خيلي لازم
داريم. پدرم به من قول داده که براي هر نمره بالاي 12 در کارنامهام يک تکه از آن
را بخرد.
پدرم در کامپيوتر خيلي ميفهمد و حتي توانسته يک بار به اينترنت وارد
شود! مادرم در برخورد با کامپيوتر خيلي شاس ميباشد و روزي 2 بارموس من را با جارو
و بيل ميزند، حتي تازگيها در خانه ما تله موش هم کار گذاشته است به همين خاطر
انگشت شصت هر دو پاي پدرم قطع شده ميباشد.
پدرم شبها به کافي شاپ ميرود و چت ميکند! مادر و پدر، هميشه در حال چک و لقد ميباشند
و مادرم به پدرم ميگويد: تو مگه خودت خواهر مادر نداري که ميروي با دخترهاي
خارجکي چت ميکني؟
پدر من تازگيها در اورکات ميباشد و من ميدانم که اورکات خيلي بيناموس ميباشد و
شنيدهام که خيلي دختر دارد و خيلي بدحجاب ميباشند.
پدرم چند روزيست که موس مرا قايم کرده و ميگويد مزاحم درس خواندن من ميباشد.
خواهرم خيلي وقت است شوهرش را كرده و الان هم بچه دارند. من گاهي به خانه آنها ميروم
و از آنجا کانکت ميکنم و با آيدي دخترانه با پدرم چت ميکنم و لاو ميترکانم. پدرم خيلي دروغ ميگويد
و در کامپيوتر ميگويد بچه جردن بوده است و يک روز صبح بلند شده و ديده در جوب
دروازه دولاب است. او ميگويد: آب زده ما رو آورده پايين.
کامپيوتر بسيار مفيد است و من آن را خيلي دوست دارم.اين بود انشاي من!
اگر داوطلبي در كنكور قبول نشد هيچ تقصيري نداردچرا كه سال فقط 365 روز است.
در حالي كه:
1) سال 52 جمعه داريم و ميدانيد كه جمعه ها فقط
براي استراحت است
به اين ترتيب 313 روز باقي ميماند.
2) حداقل 50 روز مربوط به تعطيلات تابستاني
است كه به دليل گرماي هوا مطالعه ي دقيق
براي يك فرد نرمال مشكل است.
بنابراين 263 روز ديگر باقي ميماند.
3) در هر روز 8 ساعت خواب براي بدن لازم است
كه جمعا" 122 روز ميشود. بنابراين 141 روز باقي ميماند.
4) اما سلامتي جسم و روح روزانه
1 ساعت تفريح را ميطلبد كه جمعا" 15 روز ميشود.
پس 126 در روز باقي ميماند.
5) طبيعتا" 2 ساعت در روز براي خوردن
غذا لازم است كه در كل 30 روز ميشود.
پس 96 روز باقي ميماند.
6) 1 ساعت در روز براي گفتگو و تبادل
افكار به صورت تلفني لازم است.
چرا كه انسان موجودي اجتماعي است.
اين خود 15 روز است.
پس 81 روز باقي ميماند.
7) روزهاي امتحان 35 روز از سال را به خود
اختصاص ميدهند. پس 46 روز باقي ميماند.
8) تعطيلات نوروز و اعياد مختلف دست
كم 30 روز در سال هستند.
پس 16 روز باقي ميماند.
9) در سال شما 10 روز را به بازي ميگذرانيد.
پس 6 روز باقي ميماند.
10) در سال حداقل 3 روز به بيماري
طي ميشود و 3 روز ديگر باقي است.
11) سينما رفتن و ساير امور شخصي
هم 2 روز را در بر ميگيرند. پس 1 روز باقي ميماند.
12) 1 روز باقي مانده همان روز تولد شماست.
چگونه ميتوان در آن روز درس خواند؟!!
نتيجه ي اخلاقي: پس يك داوطلب نرمال نميتواند
اميدي براي قبولي در دانشگاه داشته باشد
سن ۱۴ سالگی: تا پارسال هر کی بهشون می گفت: چطوری؟ می گفتن: خوبم مرسی! حالا ميگن: مرسی خوبم!
سن ۱۵ سالگی: هر کی بهشون بگه سلام ، ميگن: عليک سلام! ... نقاشيشون بهتر ميشه (بتونه کاری و رنگ آميزی و ...!)
سن ۱۶ سالگی: يعنی يه عاشق واقعين! ... فردا صبح هم می خوان خودکشی کنن! ... شوخی هم ندارن!
سن ۱۷ سالگی: نشستن و اشک می ريزن! ... بهشون بی وفايی شده! ... (کوران حوادث!)
سن ۱۸ سالگی: ديگه اصلا عشق بی عشق! ... توی خيابون جلوی پاشون رو هم نگاه نمی کنن!
سن ۱۹ سالگی: از بی توجهی يه نفر رنج می برن! ... فکر می کنن اون يه آدم به تمام معناست!
سن ۲۰ سالگی: نه ، نه! ... اون منو نمی خواست! ... آخرش منو يه کور و کچلی می گيره! می دونم!
سن ۲۱ سالگی: فقط ۲۷-۲۸ سالگی قصد ازدواج دارن! فقط!
سن ۲۲ سالگی: خوش تيپ باشه! پولدار باشه! تحصيلکرده باشه! قد بلند باشه! خوش لباس باشه! ... (آخ که چی نباشه!)
سن ۲۳ سالگی: همه ء خواستگارا رو رد می کنن!
سن ۲۴ سالگی: زياد مهم نيست که چه ريختيه يا چقدر پول داره! فقط شجاع باشه! ما رو به اون چيزایی که نرسيديم برسونه!
سن ۲۵ سالگی: اااااااه! پس چرا ديگه هيچکی نمياد؟! ... هر کی می خواد باشه ، باشه!
سن ۲۶ سالگی: يه نفر مياد! ... همين خوبه! ... بــــــــــله!
سن ۲۷ سالگی: آخيـــــــــــش!
سن ۲۸ سالگی: کاش قلم پات می شکست و خواستگاری من نميومدی!!!